مبارکه مبارک
سلام سلام سلام، سال یک هزارو سیصدونود و دو هجریه شمسی مبارک، مبارکه گلم، دوستان عزیزم سال نوی شما هم مبارک، امیدوارم سالی سرشار از خیر و برکت و شادی داشته باشید... خوشحالم که یک ساله دیگه رو با تو شروع کردیم، عزیزم امیدوارم بهارهای قشنگی و با چشمان قشنگت ببینی و شادی و با تمام وجودت حس کنی... سالی که گذشت سال خیلی خوبی برامون بود، تو این سال تونستیم کلاسهای عکاسیمون و تموم کنیم و برای آینده ی شغلیمون تصمیم مهمی بگیریم، تو این سال دایی حسن و زندایی صبا ازدواج کردن و رفتن خونه ی خودشون، تو این سال خاله مریم هم عشقشو پیدا کرد،خاله مریم و عمو مهرداد ارشد قبول شدن،خاله منا و خودمون هم خونه دار شدیم... خدا رو شکر که سالی پر از خیر و برکت داشتیم، امیدوارم که سالهای پیش رومون هم شاد شاد شاد و سلامت باشیم...
خیلی مزه داشت که امسال سال تحویلو خونه ی خودمون بودیم، خیلی لحظه ی زیبایی و با هم تجربه کردیم... وقتی سه نفری کنار هم ایستادیمو برای هم دعا کردیم... قربونت برم ایشاالله که عاقبت به خیر بشیم...
اول از همه تبریکاتم و بگم، تبریک اول بابت سال نو، تبریک بعد تولد بابا محسن، دوم فروردین عشق ما سی و دو ساله شد، باباجون محسن تولدت مبارک... تبریک سوم هشتم فروردین که 600 روزه شدی و دندون13و14 که اولین ودومین دندون نیش فک بالاته نیش زد...
امسال هم خیلی عیددیدنی رفتیم هم نسبت به سالهای گذشته بیشتر مهمان داشتیم...
از اونجاییکه دیر تونستم بیام و آپ کنم با کلی عکس اومدم...

آخرین پارک رفتن سال 91، با خاله منا رفتیم پارک و از اون روز روزی چندبار به بابا خاطره ی سرسره رو تعریف کردی، اسم خاله منا هم شد خاله سرسر...

عاشق این آب نمای ته پارک تاجیکستان هستی و کلی طوافش می کنی...

کنارش به آرامش عجیبی میرسی و اینجا خودت رفتی نشستی...









این عکسها هم مربوط به چهارشنبه سوری... در حال نوش جون کردن هستی...


عکسهای سال نود و دو هم تو ادامه مطلب...
الهی فدات بشم سال خوبی داشته باشی...

سفره ی هفت سینمون

پسرم گلم و سفره ی هفت سین92

روز چهارشنبه سوری گونه ی سمت چپت خورد به صندلی کبود شد، و روز سال تحویل پیشونیت خورد به تختو پوستش کنده شد... کلا دیزاین عید داشتی...




عید دیدنی خونه ی عمو حافظ...

خونه ی عمه اکرم، حلما ابوالفضل و محنا...


خونه ی حاجی داییم با پریماه ...

ایمان و پریماه خونه ی ما...

عید دیدنی خونه ی عمه هدی...

بعل دایی هادی...





خونه ی دختر داییم و زینب جونش...

هفت سین خاله منا...
اینم چند تا از هفت سینهای فامیل...





اولین پارک رفتن سال 92 با دایی وحید و خاله مریم جیگر...








خونه ی مامان جون


با کفشهای نو هم کیف می کنی...

خاله سوسکه...


مبارکه مبارک
